این رسم روزگاراست. همه باید برویم . یکی را آب می بره یکی را آتش. خوب باید یکی هم این میان باشد  که پس گردنی های زندگی جانش را بگیرد.

 نوک کلام  آنجا بود که کسی می خواست دور از جان شما زن بگیرد. .کسی که دل وجرات این کار را پیدا کرده باید چند  واحد اقتصاد وچند واحدی مهارت های زندگی  را پاس کرده باشد. بایستی قیمت وشرایط بازار دستش باشد  

دربورس ازدواج همه رقم موجود می باشد .از آن پیش کشی های معروف تا مستکبران مخوف . بد نیست لیستی از شرایط پیش کشی ها را به عرضت  برسانم تا اگر فکر ازدواج مخت را قلقلک داد و خدای نکرده خواستی این فریضه ی پیامبر را اداء کنی "حساب کار را داشته باشی.

اولا لطفش آنجاست که دیگر صبحها صدای خروس مزاحم محل را نمی شنوی وشبها هم بجای گوش دادن به  موزیک های مضخرف’ طنین دلنواز مادر زنت را گوش می سپاری که هی  می فرمایند شیرین عسلکم را پیشکشتان کردم. شاید گه گاهی هم بار منت کشید نش و طعنه های دلنشینش از اثر شیرینی عسلت یک کم بکاهد. کافی است که به گور هفت پشتت بخندی وهمه چیز را شوخی تلقی کنید

دیگراینکه شواهد حاکی ازآن است که زیرتحمل مقررات وضع شده توسط پدر زن"  یکی دو تا از دنده های ستون فقرات آقا داماد  خرد میشود از بس که باید این ور و آن ور بپرد وتحمل کند و ...

   هیچ جای نگرانی نیست آخر اخیرا" یک متخصص آرتوپدی آمده. کار وبارش را تازه یاد گرفته برای همین ارزان حساب می کند.

   از آنجا که کمک کردن رسم انسان دوستی است واین مهم را نیاکانمان برایمان به ارث گذاسته اند واصلا خداوند انسانها را به کمک کردن به همدیگر شفارش کرده اند پس اشکالی نیست  که جهت تسویه بدهی اینکه زن پیشکشی گرفته ای ’ درامورات خانه داری از جمله لباس شستن وجارو کردن ورسیدگی به نابهنجاری های اخلاقی جناب نوزاد که شایدهم  بر اثر بی احتیاطی خودت رخ داده باشد ’ به خانمتان کمک کنید در عوض اونیز در پخت وپز وظرف شستن به شما کمک خواهد کرد .

   حکم نهایی که قطعی هم هست در دست عروس خانم می باشد که حاوی سند شش دانگ مالکیت آقا داماد البته در بست به هر جای این زندگی  رمانتیک یا به قول عشقولانه است . سخت نیست مطمئن باش که از پس این کارها بر می آیی مگر نمی خواهی که مرد زندگی باشی!  تازه باید خشنود هم باشی که توانسته ای مواظب  دل شیشه ای عیالت باشی  که نکنه بشکنه.پس ختم کلام اینکه دارید مقوله ی تفاهم را اجرا می کنی ! تفاهم هم که رکن اصلی ازدواج است

 البته شما در انتخاب هایتان مختار تشریف دارید به همین خاطر شرایط ازدواجهای مخوف هم به عرضتان برسانم شاید که تفاهم بیشتری دیدید !.

 

 

 

  میگن پوست داماد را می کنن اگه خدایی نکرده دخترشان حوصله اش سر بره ’ولی دلخور نشو هر دردی درمانی دارد. یا  توی خانه ات یک شهربازی کلنگ می زنید یا اینکه پوست آدم بیست روز یکبار تجدید میشود گفتم که چه جای غم است.همه چیز حل می شود .

    از تاریخ تنظیم قراداد ازدواج جناب داماد عزیز خدمتی مادام العمر را آغاز می فرمایند  که در قانون بی اساس  مجلس استکباری پدر زنی تصویب شده است و ضمیمه ی مصوبه هم تآکید بر این است که  دختر شان که بعضی وقتها با ماه سر زیبایش جنجال به پا می کند در سر راه نپریده روکولشان .واقعا هم همین طور است هیچ کس جگر گوشه اش را به امان خدا ول نمی کند آخر  از سر راه که  پیداش نکرده اند .

     حرف خدمت بود در گوش پرسه میزد .خدمت که کار سختی نیست یه سری وظیفه است. آموزشی آن هم  کلاس هایی است شامل آشپزی آخرطفلک مادر زن وقت نکرده آش پختن را به دختر ش یاد بده .دوم یک دوره ی نگه داری بچه . به خاطر این که تربیت فرزند به عهده ی پدر و مادر است و جهت آن که اگر بزرگ هم شد مثل پدرش حرف گوش کن باشد . حالا مضطرب نشو .حرف کجا وعمل کجا اصلا بچه می خواهی چه کار ؟برای آشپزی هم اگر روت نمی شود  نگران نباش . بگذار که رفیق جاوید شام نهارت نیمرو باشد. 

    در این جور وصلت ها مهربانی ودلسوزی  هم گه گاهی نمایان می شوند آن زمان که مادرزن یه تراژدی بیان می کنند که باجان کشتم وبا جاندادمش آب ای دریغا که پیش در وهمسایه ها کم بیاریم . دلت آب می شود و نتیجه این که مهریه را هرچند گه گفتند تو خواهی گفت آری آغاز دوست داشتن است با این تفاوت که  پایان راه پیداست. آبخنک یا دق نوش جان می کنید.

     حرف مهریه بود .خوب شد یادم آمد.  مادرم خودش از  خبر گذاری موثق محل خاله بی بی سی شنیده که تازگی ها  بعضی ها در گوشه وکنار شهر  برای اینکه اسمشان در تیتر اول خاله بی بی سی ها جا خوش کند یا به قول خودشان پیش فک وفامیل سر بالا باشند’ مهریه ی دخترانشان را سکه ی طلا به میزان سال تولد عروس خانم چرتکه می اندازند .البته اگر به میلادی باشد لطفش بیشتر خواهد بود. برای کسانی که می پذیرند جای شکر باقی است که به سال میترایی آریایی که هفت هزار وچند سالی است محاسبه نمی شود. خوب آن هم کی داده وکی گرفته فقط محض احتیاط آبرو است.

    شاید فکر کنی که  می خواهند خون داماد را بمکند و بعد که خشک شد کبابش کنند؟ نه اشتباه فکر نکن اصلا این طور ها هم نیست . حادثه بعضی وقتها خبر میدهد. پیش از آنکه مشرف منقل شوی ’با لالایی سکته خوابت میگیرد. به قول دخو روی سنگ مرده شور خانه می خندی.

مگر رحمانی خدا به داد بار تهمت هایی برسد  که پشت سر بعضی بیچاره ها گفتم. کی خواسته بود ازدواج کند بیهوده این همه بد وبیراه را سرودم .