شعر به سوگ فنای خویش بنشیند !
به جشنواره شعر پیامکی بانه
بگذارید شوربای قیسی شعربخورد شاعر
اینکه گفته بودید آندسته از اشعاری را میپذیرید که تا کنون در هیچ
برنامه یا شب شعری خوانش نشده باشند ...
این به خودی خود مطلوب است زیرا برای مخاطبان تشنه شعر که
همیشه در انتظار شنیدن تازه ها هستند و از تکرار مکررات بیزاند
نوعی التفات و احترام به مخاطب محسوب میشود و از دیگر سو باز حق
آن موسسه ی ادبی و فرهنگی هنری است که شاعران و شرکت کنندگان
جشنواره به دیده ی احترام و شان بدو بنگرند و آیین نامه ی آن را پذیرا
باشند .و آثاری که به جشنواره ارسال میشود شاید در آتی نشانی
از شناسه ی موسسه به روژه به خود بگیرند پس الزام به حق انحصاری
بودن آثار تاحدی منطقی است چرا که مسلم استتمامی شعر خوانی هایی
که بانی آن موسسه بوده در بعدهایی نه چندان دور
به همت و تلاش های وافر هیئت جرایی در دوره های مختلف.
به چاپ رسیده اند .
و این همت میطلبد که آنچه برایش میکوشیم شایسته ی تلاش و
زحمت و خستگی چشیدن را داشته باشد .
احتمالا آثاری بوده اند که در شب شعرهایی یا محافلی خوانده شده اند
و ما و شما هم خبر نداشته ایم و اکنون هم در جشنواره حضور دارند
.مگر آثاری که بعد خوانش در شب شعر مانند محافل موسسه به روژه بان
ه چاپ شده باشند که این هم تا حدودی اندک به نظر می آید .
آثاری بوده و یا هستند که در شب شعر ها حضور داشته اند و مخصوص
ا آثارشعرکوتاه کردی که شاید هم در چهار چوب کلی تعاریف جدید هم
قرار بگیرند ( تعاریف یا ویژگی هایی که آن موسسه برای این قالب قدیمی
شعر کردی در این جشنواره ارائه داده است ) ولی به محض خوانش آنان
در شب شعری , دیگر مجاز به شرکت در جشنواره نیستند . .
.
جشنواره ای که قرار است شاعران شهرهای کرد نشین ِ خویش را درآن
آنگونه که هستند ِ ببینند و در محک جشنواره ِشعر پیامکی خود شاعر بودن
و اثر شعری خود را بشناسند و با توانمندیهای خویش ِ اگر دارند آشنا شوند
در کنار اینِ طعم نارسایی ها و کاستی ها و بیمقدارگی های شعری خود را
بجای به به شنیدن های واهیی که تا کنون شنیده بچشند .زیرا که چنین
جشنواره ایست که میتواند به صراحت و به صداقت و بی پرده
به اثری بگوید که تو شعر هستی یا شعر نیستی
یا تو شعری ضعیف یا شعری قوی هستی . این توانمندی در هیچ
شب شعری حاصل نمیشود و این از ویژگی جشنواره است زیر
ا که قرار است کسانی که از عامه بیشتر شعر میشناسند و میدانند
داوری وابراز نظر کنند و از شعرهای به به و چه چه دار هم تقدیر.
تقدیر های شب شعر ِ تشویق مخاطبانی است که به محض لذت
شعری شروع به دست به دست کوبیدن و سایدن و آفرین سرودن میکنند
و در حضورشان شعر ضعیف اینگونه شناخته میشود که شعر فلانی زیباتر بود ...
بیچاره آن شعری که در شب شعری نادانسته از اینکه چنین محکی در راه
است و از دهان شاعر بیچاره ترش گریخته دیگر بایدآن شعر به
سوگ فنای خویش بنشیند
مگر از روی اتفاق در هر خدا میداند چند سال یکبار چنین جشنواره ای
برگزار شود ...؟؟؟
پس یعنی دیگر شاعرا ن در شب شعر ها شعر نخوانند و یا اگر میخوانن
د شعرهای به نظر خودشان زیباتر نخوانند و شعرشان را همچون
زردآلو خشک کنند تا در زمستانی اگر خشک سالی نبود وجشنواره ای
در راه بود یک شوربای قیسی - شعر میل کنند ...
مگر با این وضعیتی که همه تا حدودی بدان آشنا هستیم
(تا دلمان نخواهد و تا دلشان بخواهد موانع راه موجود است)
در پش بینی کدام یک از ما میگنجد که سال بعد دومین جشنواره را
برگزار کنیم ؟؟؟و همچون جشنواره داستان که بعد از هر چند سال که
دلشان بخواهد یکبار ِ اجازه بدهند که فقط بگوییم جشنواره داستان
و پسوند بانه را یواشکی در گوش هم بگوییم مبادا که ...
پس بگذارید
زردآلو را هم در فصل خودش و به موقع بخوریم
و هم
زمستانی اگر در راه بود
خورش قیسی شعر بخوریم
چرا که دور دوم جشنواره شعر کوتاه کردی هم به مانند جشنواره ی
داستان نویسی سراسری بانه را فقط گه گاهی اسمش را در رسانه
یا سایت ها میشنویم که :
تابلواول : دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه تا سه ماه کیلومتر
تابلودوم : فاصله تا دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه دو ماه کیلومتر
تابلوسوم : دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه یک ماه کیلومتر
تابلوچهارم :به دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه نزدیک میشویم
تابلو ...م : دومین جشنواره شعر کوتاه کردی بانه مسدود است.